ما به كيفيت ميانديشيم! (2)


ناگفته نماند كه در زنگ تفريحِ اكبر (ساعت نماز و نهار) آقاي محمدي ما را سرگرم نمودند و ايشان علاوه بر كتابدار، هنرمند نيز هستند.
سلام به همه دوستان.
هفته گذشته جامعه كتابداري شاهد چند رويداد كتابدارانه بود و گزارش تصويري زير كه حاصل كار چند سرباز گمنام است، خدمتتان تقديم مي گردد.
1.چهارشنبه جلسه 78ام هيات مديره انجمن در خانه كتاب برگزار شد. گزارش اين جلسه را كه در وبسايت انجمن مي توانيد بخوانيد و من فقط در اينجا به ذكر حواشي خواهم پرداخت. در اين جلسه كتابداري شيطان و مظلوم نما، به شكار لحظهها، ارسال اس.ام.اس باسرعت 100 عدد در ثانيه، و تماس با تلفن همراه ديگر حضار در جلسه پرداخت و خلاصه حواس همه را خوب پرت نمود. تصوير 1 و 2
مديرعامل خانه كتاب، جناب آقاي جهرمي نيز در انتهاي جلسه به جمع پيوستند و باب آشنايي رسمي انجمن و خانه كتاب باز گرديد و اين هم تصويري نمادين از چنين رويداد فرهنگي بزرگ!!
2.عصر روز چهارشنبه نشست نقد همايشهاي انجمن در سراي دائمي اهل قلم برگزار گرديد كه همراه با بوي خوش قهوه، بوي نفت(اين بخش ماجرا دارد)، سر و صداي ناشي از تهيه كاپوچينو همراه بود كه خيلي هم دلپذير بود! اواسط جلسه چراغها چند بار روشن و خاموش شدند و همان كتابدار شيطان، از فرصت كمال استفاده را نموده و تصاويري از قيافه مبهوت حضار در تاريكي انداخت. البته چهره مظلوم اين كتابدار شيطان به قدري آرام است كه عمراً هيچ كس باور كند من در مورد چه كسي صحبت ميكنم!!!
3.كارگاه مقاله نويسي دكتر فتاحي نيز روز 5 شنبه برگزار شد. جاي كساني كه شركت نكردند خالي اما كارگاه مفيد و پر جذبه اي بود. تصوير 3 و 4
در توصيف اين كارگاه همين بس كه، بعد از صرف ناهاري چرب و چيلي، واضح و مبرهن است كه نيروي جاذبه بر روي پلكها متمركز شده و جاذبه زمين در اين زمان چند برابر عمل ميكند و عجيب اين است كه امدادهاي الهي –از ترس استاد- در آن زمان به كمك تمامي شركت كنندگان آمده تا با اين نيروي عظيم و شيطاني مبارزه نمايند. صحنهاي از غافلگيري دانشجويان توسط استاد را در اين تصوير ببينيد.
در اوايل كلاس نيز دكتر افشار تشريف آوردند و خلاصه استاد در استاد شد.
كارگاه محل تعامل و مشاركت است و اين هم نمونهاي از تعامل موثر، آنهم از نوع خانوادگيش.